اين خبر به خودي خود ميتوانست به اندازه کافي جالب باشد. تقريباً از آغاز حيات تلفنهاي همراه در جهان، هر مسافري موقع سوار شدن به هواپيما با الزام محترمانه خاموش کردن موبايلش روبهرو ميشود و احتمالاً در ذهنش دنبال دليل ميگردد و باز با احتمال کمتري اين سؤال را از مهماندارها يا خدمه ميپرسد و جواب ميشنود که: «به خاطر تداخل با سيگنالهاي راديويي هواپيما»
خبر ايسنا به خاطر همين اطمينان و بينيازي از توضيح، ميتوانست جالب باشد، اما همزماني آن با يک خبر ديگر کمي قضيه را جالب تر کرد: سه روز قبل، يعني سوم آوريل 2007، FCC (کميسيون ارتباطات فدرال) قانون منع استفاده از تلفن همراه در خطوط هوايي آمريکا را مجدداً تمديد کرده بود.
برو دوبي، وگرنه اينو روشن ميکنم!
اعلام اين خبر (نسخه آمريکايي) تعداد زيادي از سايتهاي صاحب نظر و مرتبط را به واکنش و ارائه توضيحهاي موافق و مخالف واداشت و باعث شد که لااقل صورت مسئله براي همه روشنتر شود.
FCC در گزارش و راي خود استدلال کرده بود که هنوز دلايل و مدارک کافي مبني بر اينکه سيگنالهاي تلفن همراه باعث اختلال درکارسيستمهاي راديويي هواپيما يا سيستمهاي مخابراتي روي زمين نميشود در دست ندارد و اين استدلال البته به نظر خيلي از کارشناسان همچنان بچگانه آمد.
اختلالي که مرتباً از آن صحبت ميشود چيزي است شبيه همان پديدهاي که باعث ميشود بلندگوهاي کامپيوتر يا سيستم پخش صوتي که موبايلتان را کنارش گذاشتهايد موقع تماس يا دريافت و ارسال پيام کوتاه يا هرازگاه-منباب ابراز وجود دستگاه به مرکز مخابرات- صداهاي ناهنجار پخش کنند. در اين مثال، سيمهاي بلندگو مثل آنتني براي امواج دريافتي يا ارسالي موبايل شما رفتار و در واقع آنها را به زبان خودشان پخش ميکنند.
در هواپيما وضعيت کمي پيچيدهتر است. هواپيماها از چندين سامانه راديويي براي برقراري ارتباط با مرکز کنترل زميني، مرکز کنترل ترافيک هوايي و همينطور گزارش موقعيت لحظهبهلحظه به اين سيستمها استفاده ميکنند.
فرکانس اين سامانهها تداخل مستقيمي با فرکانس استاندارد کار تلفنهاي همراه ندارد، اما در لحظاتي- مثل زماني که تلفن همراه با توان تشعشعي 3 وات روشن ميشود- امکان توليد سيگنالهاي راديويي در محدودههاي ديگر به وسيله آن وجود دارد و به علاوه حضور هر سيگنال ديگري در محيط ميتواند نويز را بالا ببرد و دقت کار اين سامانهها را کاهش دهد.
همينطور اين احتمال هست که کابلهاي ارتباطي هواپيما آسيب ديده باشد و همانند مثال ساده بالا براي سيگنالهاي طبيعي موبايل، نقش آنتن را بازي کند. اين احتمالات البته ضعيفند وگرنه تروريستها بهجاي حمل بمب، ميتوانستند موبايلشان را روشن نگه دارند.
پنجره سوم بعد از بال چپ...، ديدي منو؟
اما برخلاف تصور رايج، قانون منع استفاده از تلفن همراه در پرواز، فقط محض خاطر حفظ جان مسافران محترم نيست. شبکههاي پوشش تلفن همراه روي زمين، با اين فرض طراحي ميشوند که هر کاربر يا تلفن در هر لحظه به تعداد محدودي از آنتنها نزديکتر است و به عبارت ديگر در محدوده پوشش يا سلول آنها قرار دارد.
با اين فرض، هر آنتن تلفن همراه براي برقراري ارتباط با کاربران از فرکانس حاملي استفاده ميکند که با فرکانس آنتنهاي مجاور متفاوت است اما ميتواند با آنتنهاي دورتر يکسان باشد.
اين فرض در هندسه مسطحه- يعني روي زمين- کاملاً منطقي است و باعث ميشود تعداد فرکانسهاي حامل مورد نياز براي پوشش شبکه تا حد زيادي کاهش پيدا کند. اما اگر اجازه بدهيد کاربر در راستاي عمودي هم جابجا شود شرايط فرق ميکند.
در هندسه فضايي، اين امکان هست که کاربر از دو آنتن با فرکانسهاي حامل مشابه، فاصله تقريباً يکساني داشته باشد و اين ميتواند باعث اختلال در شناساندن کاربر به شبکه، برقراري ارتباط با آن و حتي اختلال در کارآيي شبکه روي زمين شود.
همه اينها يعني قضيه به سادگي فشاردادن دکمه سبزرنگ نيست.
سقوط؟ شوخي ميکنيد...
اين دلايل با همه استحکام نسبي- لااقل در حيطه احتمالات- به کت بسياري از منتقدين آمريکايي نميرود. مايک الگان، يکي از اين آدمهاست که بعد از اعلام تمديد قانون ممنوعيت از سوي FCC در مقاله تندي که در سايت computerworld منتشر شد دلايل خودش براي مسخره دانستن «استدلالهاي تداخلي» را بيان کرد.
الگان، مقالهاش را با اين بند شروع ميکند که FCC و FAA (سازمان هوايي فدرال) 20 سال فرصت داشتهاند تا بالاخره پاسخ مناسبي براي رد يا تأييد يا تعيين ميزان جديت اين احتمالات پيدا کنند، اما هنوز در استدلالهايشان به «شايد» و «ممکن است» متوسل ميشوند.
نتيجهگيري او اين است که دولت فدرال «نميخواهد» اين قضيه روشن شود چون از اين ابهام براي تمديد وضعيت حاضر استفاده ميکند.
وضعيتي که به سود خطوط هوايي و شرکتهاي مخابراتي است، چون مجبور نيستند هزينهاي براي تطبيق خودشان با اين فنآوري و رفع اشکالات موجود بپردازند و امکان استفاده امن از آن را فراهم بياورند.
الگان دليل ديگري هم براي طرفداري خطوط هوايي از اين قانون ارائه ميکند و آن معرفي فنآوريهاي جديد ارتباط هوايي-زميني در آينده نزديک است که به خطوط هوايي امکان ميدهد بدون استفاده از شبکه تلفنهاي همراه، به سامانههاي ارتباطي مستقر روي زمين متصل شوند و البته بابت برقراري اين ارتباط براي هر مسافر، از او هزينه اضافي دريافت کنند.
بنابراين خوشحال ميشوند اگر تا آن موقع کسي قانوناً از اين کار معافشان کند. دولت هم راضي است چون اگر با انجام بررسيهاي دقيق، حدود دقيق ايجاد اختلال به وسيله وسايل الکترونيکي مختلف( موبايل، لپتاپ، دوربين، وسايل پخش موسيقي و...) مشخص و استانداردي براي مجوز استفاده از آنها در هواپيما تعيين شود، همه وسايل الکترونيک توليدي و وارداتي بايد آزمايشهاي تازهاي را براي مشخص شدن سطح تشعشعاتش بگذراند که هزينهبر است.
بالاخره FCC و FAA راضي هستند چون نميخواهند از اين به بعد، در سقوط هر هواپيما، انگشت اتهامي هم به طرف آنها نشانه برود.
الو... ميگم ما سقوط کرديم...
البته معلوم نيست الگان سنگ چهکسي را به سينه ميزند. در نظرخواهي جديدي که سايت MSNBC انجام داده و 32هزار نفر هم در آن شرکت کردهاند 83 درصد موافق ممنوعيت استفاده از موبايل در هواپيما بودهاند، 12 درصد مخالف و 5 درصد هم گفتهاند اگر شخصي که حرف ميزند کنارشان نباشد اشکالي ندارد.
اين موضوع آخر، نکتهاي است که الگان توجه چنداني به آن نکرده است: آرامش مسافرتهاي هوايي چيزي است که قطعاً با لغو اين ممنوعيت از بين خواهد رفت و اين، بيشتر از مسافران براي شرکتهاي هوايي و خدمه پرواز مهم است که يک توپولوف آرام و بيتنش را با يک بويينگ شلوغ و غيرقابل پيشبيني که هرآن ممکن است کسي در هرگوشهاش با شنيدن يک خبر غيرمنتظره، جيغ بکشد يا داد بزند عوض نميکنند.
نظر مردم کشور ما را کسي هنوز نپرسيدهاست. ولي در کشوري که دو سه سانحه هوايي در سال سهميه دارد و مردمش هم استعداد عجيبي در استفاده از موبايل دارند اين امکان ميتواند خالق سناريوهاي جالبي باشد.
اگرچه قبل از آن، اول تکليف يک نکته بايد معلوم شود: حتي خوشبينترين آدم که الگان باشد، منکر مشکلات موجود براي ارائه اين امکان نشدهاست. ما همه اين مشکلات را حل کردهايم؟