تبليغاتX
.:: بدون مرز ::.
دوست دارم حرف بزنم . دوست دارم بشنوم !
 قبولی در کنکور 100% ممکن نیست !


علت قبول نشدن در کنکور
اینو به یاد داشته باشید که: سال فقط ۳۶۵ روز است.
۱) در یک سال ۵۲ جمعه داریم و میدانید که جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب ۳۱۳ روز باقی میماند.
۲) حداقل ۵۰ روز مربوط به تعطیلات تابستانی است که به دلیل گرمای هوا مطالعه ی دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است.بنابراین ۲۶۳ روز دیگر باقی میماند.
۳) در هر روز ۸ ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا” ۱۲۲ روز میشود. بنابراین ۱۴۱ روز باقی میماند.
۴) اما سلامتی جسم و روح روزانه۱ ساعت تفریح را میطلبد که جمعا” ۱۵ روز میشود.پس ۱۲۶ در روز باقی میماند.
۵) طبیعتا ۲ ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است که در کل ۳۰ روز میشود. پس ۹۶ روز باقی میماند.
۶) ۱ ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی لازم است. چرا که انسان موجودی اجتماعی است.این خود ۱۵ روز است.پس ۸۱ روز باقی میماند.
۷) روزهای امتحان ۳۵ روز از سال را به خوداختصاص میدهند. پس ۴۶ روز باقی میماند.
تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست کم ۳۰ روز در سال هستند. پس ۱۶ روز باقی میماند.
۹) در سال شما ۱۰ روز را به بازی میگذرانید.پس ۶ روز باقی میماند.
۱۰) در سال حداقل ۳ روز به بیماری طی میشود و ۳ روز دیگر باقی است.
۱۱) سینما رفتن و سایر امور شخصی هم ۲ روز را در بر میگیرند. پس ۱ روز باقی میماند.
۱۲) ۱ روز باقی مانده همان روز تولد شماست.چگونه میتوان در آن روز درس خواند؟!!
نتیجه ی اخلاقی: پس یک داوطلب نرمال نمیتواند امیدی برای قبولی در دانشگاه داشته باشد.

|+| نوشته شده توسط بدون مرز در پنجشنبه 24 فروردین1391  |
 اختلاف بنداز و حکومت کن !


یکی از راه های سلطه به هر گروهی از یک خانواده گرفته تا یکی کشور ایجاد شکاف بین اونهاست ! من از جوک هایی که با توجییح اینکه باید جنبه داشت می سازیم متنفرم ! جوک هایی به ظاهر خنده دارن اما در باتن باعث شدن افراد نتونن هویتشون رو اعلام کنند ! جوک هایی که صفات مطرح شده ئر اون ها کم کم به یک صفت قطعی برای یک قوم تبدیل شدند . وقتی کسی جایی اعلام می کنه که مثلا اصالتا رشتیه همه به هم نگاه می کنند و لبخند می زنند !

به نقشه ایران نگاه کنید ببینید با تعاریف این جوک ها به جای دیدن ویژگی های اقوام هر منطقه از ایران چه بر چسب هایی به هم چسبوندیم .

- شمال کشور : محل تجمع افراد نا مرد و بی غیرت !

- شمال غربی کشور : محل زندگی خر ها !

- لر ها : افرادی به مراتب خر تر از ترک ها !

- قزوین و تاکستان و شهرضا  : مرکز تجمع منحرفین جنسی !

- اصفهان : شهر خسیس ها !

- یزد : افراد بد مذهبی !

- کرمان : شیره کش خونه !

- جنوبی ها : بی بند و بار و خالی بند !

- سیستان و بلوچستان : استان قاچاقچی ها !

- مشهد : ای بد مشهدی ها !

این وسط فقط تهرانی های مدرن و شیک و با کلاس هستند و هیچ وصله ای به ایشان نمی چسبد ! حال چگونه می توان تمرکز زدایی از پایتخت کرد ؟! چه تعریفی می توان به نوزدانی که چند سال دیگر بزرگ می شوند از وتن ارائه کرد ؟ از چه اتحادی می توان سخن گفت وقتی درباره هم اینقدر زیبا فکر می کنیم ؟ برای خندیدن به دور یکدیگر خاطره نمی توانیم تعریف کنیم ؟ زیبا ترین سوژه خنده بستن بند کفش در قزوین است ؟ زیبا ترین بحث های ما افراد موجود در کمد رشتی ها هستند ؟ چند نفر شمالی در اطرافتان دیده اید که همسرشان خیانت کرده باشد ؟ چند نفر ترک دیده اید که واقعا خر باشند ؟ خوردن کله ماهی کار بدیست ؟! در همه اقوام وجود صفات بد یکسان نیست ؟ !

|+| نوشته شده توسط بدون مرز در جمعه 18 فروردین1391  |
 زنده باد با معرفت


بعضی ها شاخ های مرا در می آورند . اصولا من دو تا شاخ کوچک دارم که از کودکی با من زندگی می کنند . هر روز صبح با من بیدار می شوند و من برایشان تعریف می کنم که دیروز چه کارهایی انجام داده ام تا دیگر لازم نباشد آن ها برای مشاهده برخی چهار پایان اطراف بنده از فرق سر من راست کنند و بیرون تشریف بیاورند تا مثلا برخی دوستان و آشنایان و بستگان را زیارت کنند !

می خوای الان زیاد فکر نکنی ؟! کاری نداره که دستتو بکش رو سرت آها خوب دیدی ؟! تو هم مثل من شاخ داری . تو این دوره زمونه آدم بدون شاخ پیدا می کنی ؟ نه ! من تازه آدم با دم قهوه ای دراز با خال خال های سفید و سر پشمکی هم کم ندیدم . 

بعضی ها هم که فرق بین گوش دراز و شاخ هایی که هر از چندی راست می کنند را نمی دانند فکر می کنند بنده خر هستم و بدین ترتیب دیگر نیازی به سیاحت دم بنده ندارند و کلا هر کاری دلشان می خواهد می کنند .

اپیزود اول »

بنده خدایی به ما زنگ می زند که هی وای من ، بنده در زندگی خود شکست خورده ام و الان آه ه ه ه ه نگاه کن ببین چه زرد روی و خرابم و از این حرف ها . بعد دلت می سوزد پا به پایش های های گریه می کنی که ای ننه ای ننه نبینم غصه بخوری و او می گوید ( با صدای آلن دلن ) نه برادر جوون ( آلن دلن بود برادر جان می گفت ) من وقتی داداشی مثل تو دارم چرا غصه بخورم ؟! ( از تو خر تر کیو پیدا کنم ؟! ) بعد می رویم این ور و اون ور که آقا احساس غربت نکنند ، دلشان نگیرد . با یک مشت آدم یبس نچسب می آید می گوییم اشکال ندارد . با رفقای ما رو هم می ریزد و جنبش ضد آیدین تشکیل می دهند ، می گوییم به جهندم . دهان ما را سرویس می کند می گوییم آخیییی تنهاست . برای منافعی که قرار بود ( گرچه خودش فکر می کند قرار است ) از یک موجود خالی بند به دست آورد روزی 3 بار مانند آنتی بیوتیک بالا انداختن منظم و دقیق به موجود خالی بند زنگ می زند ، اما جواب تلفن ما را هم نمی دهد !


اپیزود دوم :

بنده خدایی می شناسم که علاقه عجیبی دارد با مردانی با شرایط زیر دوست شود :

1. مردانی که بین 17 تا 30 سال از وی بزرگتر باشند !

2. بهتر است در زمان آغاز دوستی متاهل باشند .

3. اگر بچه داشته باشند که عالی می شود .

4 . بدون دردسر و با این تریپ مدرن بازیا از زنشان جدا نشوند و حداقل چند بار گیس هم را بکشند .

5. زن اول هی مرد را بخواهد و مرد بگوید نه ه ه ه ه آن زمان که می خواستم نبودی .

6 . زن اول دوست داشته باشد بچه اش پدرش را ببیند اما مرد ( مثلا بدون دخالت دوست ما ) نخواهد .

7 . ساپورت مالی داشته باشد .

8 . خوب نازی کند ! ( یعنی بتواند با دست آرام ایشان را ناز کند )

9 . عارف باشد ، یعنی اصلا بعد از 20 سال هم جوز نازی به چیز دیگری فکر نکند .

10 . گاهی غیرتی شود که پیچاندنش کیف بدهد .

11. بسیار زشت باشد .

12. سعی کند خیلی بد تیپ هم باشد .

13. چون پول دار است اکثرا خانه باشد .

این دوست هر از چندی یک عدد از این موجودات نادر پیدا می کند و در هنگامی که غم فراق می کشد برای ما گریه می کند و وقتی همان مورد یا کس دیگری یافت شد بی خیال ما می شود . البته اگر نظر ایشان را در مورد من بپرسید کلا از من هم خیلی بدش می آید و معتقد است من بسیار آدم ...کشی هستم !

کلا رفاقت ها بوی ... گرفته نه ؟!!!

|+| نوشته شده توسط بدون مرز در سه شنبه 15 فروردین1391  |
 سال نو مبارک
سال 1390 تمام شد . سال 90 برای من سال خاصی نبود . گاهی از زندگی توقع رخ دادن اتفاق های جدیدی داری . گاهی فکر می کنی امسال حرکت جدیدی انجام خواهم داد . گاهی فکر می کنی امسال برای دیگران مهم تری و دوستان بهتری پیدا کرده ای ، اما اشتباه کرده ای ! دیگران هی چیز از تو نمی دانند و فقط قربان صدقه رفتن بلدند . دیگران خوب بلدند سر کارت بگذارند . امسال شاید همه به ظاهر دوستان را غافلگیر کردم . امسال دیگر گول وعده های دیگران را نمی خورم . امسال می خواهم جور دیگری زندگی کنم . امسال به کسی اجازه نمی دهم برایم تصویر شخمی از آینده بسازد . چند سالیست حس بازیچه بودن دارم . دیگر بازی نمی خورم . همه کندن ها سخت هستند و من این بار می خواهم از خیلی از ریشه های سست بکنم . تبریک 91 من پر از خط و نشان هایی است که برای خودم کشیده ام . تبریک 91 من پر است از شتاب برای شکستن ترس های احمقانه این سال ها . باید زودتر به فکر شکستن می افتادم . باید زودتر می فهمیدم که فقط ی بار به دنیا خواهم آمد . می خواهم به آرامش برسم آرامشی که دیگران راهش را اشتباه نشان دادند . همه فکر می کنند که من با صدای بلند همیشه اعتراض ی کنم اما این بار اعتراضی هست که سالهاست در درونم خفه اش کرده ام . حالم از حرف های 90 و قبل از آن به هم می خورد . حالم از این تئاتری که باید زودتر از این ها توقیف می شد به هم می خورد . حال از همه به هم می خورد . 91 برای من سال یک انقلاب بزرگ است . سال شکستن بت های سست سال های پیشین است . بت هایی که حاجت نمی دهند و فقط حال گیری می کنند . بت هایی که همیشه معتقدند به جایگاه لازم نرسیده ای . عروسک گردانان 90 ، 91 قرار است نمایشتان روی صحنه نرود !

|+| نوشته شده توسط بدون مرز در شنبه 27 اسفند1390  |
 بلوغ
بلوغ خارج شدن یک مایع لزج از عضو تناسلی نیست ! بلوغ این نیست که یک روز صبح بیایی و به پدر بگویی پدر این چیست و چرا بوی بدی می دهد ! بلوغ یعنی تغییرات بنیادی در اندیشه . معنی بلوغ این نیست که جور دیگری فکر کنی ، بلوغ یعنی متوجه شوی تا امروز اصلا فکر نمی کرده ای .
حس عجیبیست وقتی تعریف انسان از همه موجودات و اطرافیانش تغییر می کند . در این گذر بعضی ها را که در گذشته پرستش می کردی کنار می گذاری . بعضی ها را مانند دیگران می بینی اما دیگر از کسی متنفر نمی شوی . بالغ من حداقل این گونه است . متنفر نمی شود چون از همه هر کثافت کاری را که فکر کنید انتظار دارد و هیچ چیز را در رفتار یک موجود دو پا عجیب نمی بیند . بلوغ یعنی دیگر با شنیدن مشتی حرف خر نمی شوی . دیگر با یک قطار حرف بدون پشتوانه آرام یا خشمگین نمی شوی . برای همه چیز دلایل محکم می خواهی و برای هر حرکتی که انجام می دهی دلایل محکم تر داری . ,وقتی بالغ شدی به دوستانت را شمارش نمی کنی بلکه کسانی را که کنارت هستند می شماری ! وقتی به اینجا می رسی به دنبال دختری نمی کردی که کم خرج باشد ، به دنبال کسی می گردی که کم درد سر باشد !
بلوغ تعریف ما را در باره همه چیز عوض می کند حتی درباره روابط جنسی . تا دیروز شروع ماجرا ( MAKE LOVE ) اهمیت خاصی نداشت و دوست داشتی زودتر پیش بروی اما امروز دوست داری ساعت ها MAKE LOVE کنی و شاید اصلا پیش نروی ! چند ماهیست خیلی عوض شده ام و این تغییر رو خیلی زیاد دوست دارم . اگر کم می نویسم برای همین است ...

|+| نوشته شده توسط بدون مرز در جمعه 21 بهمن1390  |
 
 
بالا